بزرگترین تذت در اوج ذلت
یه عده جوون که می خوان تمام شنیده هاشونو به چشم ببینند.
این سفر بزرگ معنوی همه ما رو تحت تاثیر قرار داده بود. اصلا نگران دوری از خانواده و دوستان
نبودم. می دونستم اونجا کسی انتظارمو می کشه که از این جور احساسات با ارزش تره.
اولش اصلا فکرش رو نمی کردم که اسم من هم توی لیست دانشجویان اعزامی به عمره دانشجویی
در بیاد. راستشو بخواهید ثبت نامم هم شانسی بود. یعنی من اصلا قصد نداشتم ثبت نام کنم . اما
ناگهان رو سایت دانشگاهمون اطلاعیه ای مبنی بر این امر دیدم . به خودم گفتم حالا ثبت نام کنم
خدا رو چه دیدی .
همه مدارکمون را برای عزیمت به کشور عربستان ارایه کردیم. اصلا حواسم به اطرافم نبود.
بالاخره هواپیما به پرواز در اومد. با کلی التماس دعا از این و اون و با قلبی شکسته کشورم رو
به قصد سرزمین وحی ترک کردم. هنگامی که هواپیما لندینگ کرد احساس کردم به تمام آرزوهام
رسیدم. به اتفاق دوستان جدیدم از هواپیما پیاده شدیم.
اما
به محض ورود چنان برخورد زننده ای با ما شد که یه آن فکر کردیم همگی از زندانیان ابوغریب هستیم
که تحویل مقامات سعودی می شویم.
هیچ کاری از دستمان ساخته نبود. دونه دونه ازمون عکس میگرفتند . به ما نا سزا میگفتند .باورم نمیشد
ما که با اون حال معنوی به عربستان اومده بویدم ما رو کفار خطاب می کردند.
در نهایت هم اثر انگشت.
اینها بخشی از خاطرات یکی از دوستان من در سفر به عمره بود که برایتان
نقل شد.
من واقعا نمی دانم به این اقدامات سعودی ها بخندم یا گریه کنم.
بخندم چون اوصافی که خودشان لایقشان هستند رو به ما نسبت می دهند.
چون این اقدامات امنیتی رو علیه ما مبذول می دارند. اینها واقعا مسخرست.
اونها ما رو آدمکش , بی فرهنگ, تروریست و دزد می پندارند در حالی تمام
این اوصاف را یکجا در فرد فردشان می توان شاهد بود.
اما گریه کنم چون ما ایرانی ها به قدری بدبخت شده ایم که مشتی ملخ خور
کثیف به ما اینجوری بی احترامی می کنند.
به تصور مخاطبین این وبلاگ حس تنفر من باعث نوشتن مطالب تند نسبت
به این خوکان کثیف می شود . اما فقط کافیست کمی نسبت به وقایع اطرافمان
آگاه باشیم و به آن فکر کنیم.
نژاد ما ایرانیان با تمدن , با اعمال دولت نهم در قبال اعراب بالاخص اعراب
حاشیه خلیج فارس فارس فارس آزرده شده است.
تاسف تنها واژه من است.


ری از دختران و بانوان عربستانی در شهر ساحلی «جده» کرد.

_DCE.jpg)